حاضرم همه جور وياري داشته باشم.حاضرم از صبح تا شب بالا بيارم.از صبح تا شب از شدت سرگيجه زمين بخورم.همه بدنم درد داشته باشه و كوفته باشه،همش خوابالود باشم و پشت ميز از شدت خواب زجر بكشم،همه بوهاي بد رو شديدتر احساس كنم و از همه بوهاي خوب هم بدم بياد،هوس هزار جور غذا كنم ولي نتونم بخورم،فشارم انقد بياد پايين كه مدام از شدت احساس سرما،دندونام بلرزه،ولي......
ولي،توي مود دپرشن نرم.حساس و نازكدل و زودرنج نشم.شادي و جنب و جوشم رو از دست ندم.ولي از پريروز همينجوري شدم،درست مثل موقعي كه پ...مي شم و حوصله هيچ كس جز پسرجونو ندارم و به علت اخلاق خسته كننده م ،پسرجون هم حوصله منو نداره.چه كنم؟
پ.ن:می بینی چقدر خدا منو دوست داره؟؟!!
چقدر زود منو به خواسته هام می رسونه!سریعا پاراگراف اول رو به شدیدترین حالت ممکن برآورده کرد و منو از مود دپرشن خارج کرد.خدا خیلی مخلصیم![]()
