اضافه شده در ساعت ۱۳:۳۰:
خدایا شکرت.تو دیدی بغض امروزمو که به خاطر همکارام به سختی قورتش میدادم.تو التماسهامو مثل همیشه شنیدی.تو معجزه تو به من نشون دادی..هزاران بار شکرت.
دوستای خوبی که همیشه بهم روحیه می دین ازتون ممنونم.امروز آراد تعجب همه رو برانگیخته.مربیاش به شدت امروز ازش راضی هستن.حتی برای خوابیدنش هم که همیشه حتی توی بغل خودم هم گریه میکرد،اصلا گريه نكرده! كاملا بي دردسر خوابيده واين يعني معجزه.باور كنيد آراد اينقد گريه هاش طولاني و وحشتناك بود كه اين رفتار براي من در حد معجزه باشه.اين رو فقط من نميگم،همه مربياي مهد،مامان بزرگاش و همه كساني كه آراد رو از نزديك ديدن و مي شناسن ميگن.
امروز حال خوشي ندارم.دو روز قبل بهتر بودم ولي امروز بد جوري حالم گرفته هست.صبح كه آراد رو دادم دست مربيش زد زير گريه.دست و دلم به كارنميره.چققققققققددددررر زندگي برام سخت شده.چقدر نگرانيهام زياد شده.چقدر تا به حال نگرانيهام مسخره و بچگانه بوده.فقط از خدا آرامش مي خوام.براي خودم ،براي پسرم و براي پسرجون.از خدا كمك مي خوام براي عادت كردن به شرايط جديد.
توي شركت دقيقا از لحظه ورودم،بهم كار ارجاع شد.البته رئيسم ميگه من مي دونم ايني كه اينجا نشسته مجسمه خانوم طوطيا هست و خودش جاي ديگه هست.خب راست هم ميگه.
پسر جون هم حالش بهتر از من نيست.درسته كه قبلا هم همينقدر آراد رو مي ديد و مثل من از صبح تا شب پيشش نبود ولي خب لااقل خيالش راحت بود كه پسرش در آغوش گرم مادرشه.
دعا لازم دارم.ميشه لطفا....
