تبليغاتX
من و زندگی

من و زندگی

چند روز پیش توی نی نی سایت یه تاپیک دیدم با عنوان :" اغراق در سختی بچه داری" و دوستان توی اون تاپیک، پرسیده بودند که آیا واقعا بچه داری به همین سختی هاست که همه میگن یا که اغراق یا بدتر از اون ناشکریه؟! اون روز کامپیوتر قاط زد و نتونستم چیزی بنویسم و بعد تصمیم گرفتم یه پست با این مضمون بذارم.می خوام به عنوان یه تازه مادر بنویسم که خودش داخل قضیه هست.

 فرزند یه نعمته، به این کاری ندارم که همین فرزند ممکنه بزرگ که شد، تبدیل بشه به بلای جون آدم چون عمیقا اعتقاد دارم که تربیت خانوادگی تاثیر گذارترین مساله هست روی چگونگی شکل گیری رفتار بچه ها.پس اگه یه وقت بچه من شد بلای جون من! حقمه چون حتما یه جایی کوتاهی کردم.

همه  کسانی که مادر شدن، می گن که ناب ترین حس دنیا همین حسه.باز کاری ندارم که یه کمی این حرفا کلیشه شده.

بچه شیرینه، نازنینه، اصلا جدای از اینکه بچه خودته یا فرد دیگری، همین لطافتش،خنده هاش،دست و پاهای کوچولوش و کلا متفاوت بودنش با ما آدم بزرگا! اونو تبدیل به یه موجود خواستنی می کنه.اما اینکه بچه داری کار سختیه یا آسون؟! به نظر من اصلا نمیشه راجع بهش نظر کلی داد و جواب من اینه که :" بستگی د اره!"

 

به چی بستگی داره؟

پسر یکی از دوستام رو مثال می زنم که تقریبا همسن آراد هست.شب نهایتا ساعت 11 خواب میره، دو بار نیمه شب بیدار میشه شیر میخوره و هر بار بعد از 5 دقیقه دوباره به خواب می ره، صبح ساعت 9-8 از خواب بیدار میشه، غذاشو میخوره و چون کلا بچه زبلی بوده و زود نشستن و چهار دست و پا رفتن و... رو یاد گرفته، میشینه و 2-1 ساعتی (به گفته مادرش) با اسباب بازیهاش مشغول میشه، حسابی که خسته شد خواب میره و وقت نهار بیدار میشه.لازم به ذکر است که خاله این کوچولو هم در کنار مادر کوچولو که خانه دار هم هست، به عنوان یه همراه و یاور همیشه در صحنه هست.بعد از نهار کوچولو با روروئک و بازی مشغوله و شب دوباره می خوابه و داستان تکرار میشه..

حالا آراد رو مثال می زنم:

9 روزه هست که با مامانش تنها میشه، دردهای کولیک شامگاهی داره و این یعنی اینکه از ساعت 7-6.5 عصر تا 2-1.5 نیمه شب یه بند جیغ می زنه و حتما باید بغل باشه و در حال قدم زدن!!شبها چند بار و هر بار به مدت 2-1.5 ساعت بیدار میشه و نهایت خوابش در شبانه روز 10-9 ساعته.این داستان 4-3 ماه ادامه پیدا می کنه.حالا 8 ماهشه.هنوز نمی تونه بشینه، هیچ علاقه ای به دراز کشیدن نداره، توی روروئکش جدیدا تا حدودی مشغول میشه ولی فکر نمی کنم نهایتا به نیم ساعت برسه.خب این یعنی اینکه مدام باید توی بغل باشه و این در حالی هست که توی بغل هم آروم و قرار نداره و مدام ورجه وورجه می کنه، انگار که چیزی گم کرده باشه.از شب تا صبح 6-5 بار برای خوردن شیر بیدار میشه.خدا رو شکر شبها زود می خوابه و بالطبع صبحها هم خیلی زود بیدار میشه.هیچ یاری برای پدر و مادرش در صحنه وجود نداره.عصرها این پدر و مادر باید شام بپزن، نهار فرداشونو آماده کنن،غذای آرادو درست کنن و در جبران 9-8 ساعت دوری از پسری، حسابی با پسری بازی کنن.

خب تا اینجا هم به نظر من قضیه عادی هست اما امان از وقتی که مثل این یک هفته گذشته ، فرزند خانواده بعلت در آوردن دندان و همچنین ابتلا به یه ویروس لعنتی اسهال و استفراغی، حسابی بد حال و مریضه در نتیجه مدام بهانه گیری و گریه می کنه و پدر و مادر هر دو دچار سرما خوردگی شدید و کوفتگی بدن هستن و هر دو به شدت محتاج مراقبت و پرستاری! مادر خونواده علاوه بر سرما خوردگی،دچار سر دردهای میگرنی و سینوزیتی هم شده و بدتر و فاجعه تر از همه اینها، روح و قلبش شدیدا از بیماری و بدحالی پسرک آزرده هست.

 

سختی بچه داری فقط به زحمتاش نیست.به این هست که صبح که پسرک رو توی مهد به مربی تحویل می دی، با نگاههای ملتمسانه و چشمهای اشکبار پسرک مواجه می شی!

به این هست که می بینی بچه داره از مریضی و درد جیغ می کشه و به خودش می پیچه ولی نمی تونه بگه مشکلش چیه تو بعنوان یه مادر! دلت برای این ناتوانی می سوزه و عذاب می کشی و کار چندانی ازت بر نمیاد!

 

جدای از همه اینها، جدای از مادر و پدر بودن، شما یه انسانی و سخته که 8 ماه بگذره بدون اینکه حتی1 ساعت برای خودتون، جسما و روحا آزاد باشین.بعلت همون بی یاوری.

 

بچه داری شیرینه.همه خستگی ها با یه لبخند دلبندت از یادت می ره ولی به نظر من سختی یا آسونیش بستگی داره.....

+ نوشته شده در  شنبه 30 آذر1387ساعت 9:36  توسط طوطیا  | 

ببین دوست عزیزم! من وقتی میام عکس خودم و همسر و فرزندم رو توی وبلاگم میذارم یعنی که ترسی از افشا شدن ندارم.تو که مهمون هر روزه وبلاگ من هستی خوب می دونی رازی ندارم که برملا شدنش بخواد منو به وحشت بندازه.تو که به قول خودت خوب منو می شناسی ! حتما می دونی کسی که توی سن ۱۶-۱۵ سالگی میره دانشگاه، یعنی خدا یه کمی فقط یه کمی اونو از نعمت هوش بهره مند کرده که هر کسی! نتونه گولش بزنه و بازیش بده.خیلی از خواننده های این وبلاگ می دونن که من یه وبلاگ دیگه هم دارم که لینکش هم توی خیلی از وبلاگهایی که تو سرک می کشی هست و اطلاعاتی هم که دادی به راحتی از اونجا قابل استخراجه.حتی اگه اینطور هم نباشه باز برام مهم نیست.زیاد خودتو اذیت نکن عزیزم.اگه نماز می خونی بعد از هر نمازت از خدا بخواه که حسادت رو از وجودت بیرون کنه.حسادت زندگی آدم رو آتیش می زنه.کم آدمهای حسود دور و برم ندیدم که در بهترین حالتش سعی کردن از من دوری کنن که کمتر زجر بکشن،می تونی تو هم این راه رو امتحان کنی.من یه انسان معمولی هستم.ازهمه نظر.ولی خدا به من لطف کرده و از نعمت "قناعت" هم بهره مندم.می دونی اولین خصیصه یه آدم قانع چیه؟ اینه که فکر می کنه بهترینها رو داره و همیشه به خاطر همون داشته هاش شاکر و راضیه و خیلی ها توان دیدن اینهمه شادی و رضایت رو توی کسی ندارن.برات دعا می کنم.
+ نوشته شده در  سه شنبه 26 آذر1387ساعت 8:20  توسط طوطیا  | 

آقا من از امروز تصمیمات جدید گرفتم.دارم اینجا می نویسم که اگه یه وقت خدای نکرده گوش شیطون کر، بهشون عمل نکردم، چشمم بیفته به این  صفحه و به خاطر اینهمه ادعای اراده! از خودم خجالت بکشم:

من تصمیم گرفتم که به خودم برسم.به معنای واقعی.همیشه الکی خودمو توجیه کردم که همه اونهایی که همیشه درگیر درس و دانشگاه و بعد از اون سر کار رفتن و بچه داری و... بودن عین من هستن و زیاد اهل آرایش و مو سشوار کشیدن و... نیستن چون که هیچ وقت ، وقت کافی نداشتن! ولی یعنی اینهمه خانوم خوشگل که من هر روز می بینم همشون بیسوادن یا خونه دار!!! خلاصه اینکه طوطی متحول میشود.به عنوان اولین قدم، رفتم از داروخونه جلوی شرکت یه کرم مرطوب کننده خفن خریدم و بی خیال این کرمهای مسخره و ارزون همیشگیم شدم، بعنوان دومین قدم هم فردا که جناب رئیس نیست قراره برم آرایشگاه و از این ریخت پاچه بز وارانه!!! در بیام.ابروهام قطرش به 2 سانت میرسه!!! آخه یه مدل ابرو دیده بودم که عاشقش شده بودم واسه همین گذاشتم ابروهام در بیاد که این مدلی بردارم.حالا ببینیم میشه یا نه!! بعدش هم اینکه من در زمینه اصول آرایشگری چخ بیلمز تشریف دارم، بهمین جهت تشریفمون رو بردیم توی سایتهای مربوطه و چند تا مدل مورد علاقه پیدا کردیم.به نظرتون امیدی هست که از روی این مدلها چیزی یاد بگیرم؟

در زمینه تیپ و لباس مشکل چندانی ندارم چون اینجانب عاشق انواع پوشاک هستم و به راحتی در این زمینه مانی خرج می نمایم.

جاست ایت!

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 آذر1387ساعت 12:11  توسط طوطیا  |