تبليغاتX
من و زندگی

من و زندگی

مي دونم چند وقته كه توي نوشتن تنبلي مي كنم.آخه من هميشه از شركت وبلاگم رو آپ مي كنم و اين روزها خيلي خيلي توي شركت كارمون زياد شده.ممنون از همه دوستايي كه تولدم رو تبريك گفتن.امسال هم مثل هر سال مادر شوهرم زحمت برگزاري تولد رو كشيدن.توي جمع خونوادگي خودمون.با يه کیک كوشولو و يه شام خوشمزه.امسال دومين سالي بود كه تولدم رو با حضور گل پسری جشن مي گرفتيم.از كادوها بگم كه پدر شوهر و مادر شوهرم يه كفش چرم خيلي شيك بهم دادن و برادر شوهرا كيف ست اون رو.كه هر دوشون رو توي این عکس ميتونيد ببينيد.پسر جونم هم يه بلوز و يه شلوار،يه رژلب،يه خط لب و يه كرم پودر كلينيك.مامان و بابا هم شيراز كه رفته بودم يه ربع سكه دادن.

اين پنج شنبه ،وقت مصاحبه سفارت آلمان داريم.احتمالا به محض اينكه ويزا بياد اولين بليط خريداري ميشه.فكر مي كنم سفرمون اواسط آبان ماه ميشه.خدا رو شكر خواب شب آراد خوبه و نگرانيهاي من از رفتن كمتر شده.مامان هم توي اون مدت مياد كه پيش پسرجون و آراد باشه.

شايـــــــــــــــــــــــــد آدرس وبلاگم رو عوض كنم.متاسفانه اين وبلاگ ديگه حريم امني نيست! از رمز دار نوشتن هم خوشم نمياد.فعلا يه مدت كمتر مي نويسم و اگه كوچ كردم آدرس رو به همه دوستام  ميدم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 مهر1388ساعت 6:37  توسط طوطیا  | 

۲۸ رو هم فوت می کنیم و قدم در آخرین سال از بهترين دهه عمر ميگذاريم.۲۸ سالگي ام مبارك.همين!
+ نوشته شده در  دوشنبه 13 مهر1388ساعت 14:4  توسط طوطیا  | 

پریروز شنبه ۴ مهرماه ۱۳۸۸ بعد از دوماه،ماشينمون رو تحويل گرفتيم.
+ نوشته شده در  سه شنبه 7 مهر1388ساعت 13:51  توسط طوطیا  |