تبليغاتX
من و زندگی - سالگرد عقد

من و زندگی

امروز ۲۴ اسفند ۸۷ مصادف با چهارمین سالگرد یکی شدن من و  پسرجونه.واقعا چهار سال گذشت! هر روز این ۴*۳۶۵ روز  به خاطر قرار دادن پسر جون توی زندگیم، خدا رو شکر کردم.

خیلی برام جالبه که من هر سال این روز مریضم.همون روز عقدمون که میگرن بد جوری یقه م رو چسبیده بود.پارسال هم برای این روز وقت آرایشگاه گرفته بودم و قرار بود که با شکم قلمبه بریم آتلیه و عکس بگیریم که صبحش با سرما خوردگی شدید از خواب بیدار شدم و کل برنامه هامون کنسل شد.امسال هم که از دیروز مبتلا به بدن درد خیلی وحشتناک و تهوع فجیع شدم و دوباره وقت آرایشگاهی که از دو ماه پیش گرفته بودم رو کنسل کردم.راستی کادوی خوشگلم هم دیشب گرفتم که ایشالا فردا میام توی همین پست عکسشو میذارم.اینها رو دو سال متوالی(یک سال گردنبند و سال بعدش گوشواره) از پسر جون کادو گرفتم و امسال هم انگشترش.

پریروز به کمک مهری خانم ،خونه تکونی انجام شد و الان در و دیوار خونمون برق می زنه.فقط سبزه رو امسال دیر اقدام کردم که فکر نکنم تا روز عید سبز بشه و احتمالا باید بخرم.یکم فروردین صبح زود انشاا... عازم شیرازیم.احتمالا نزدیکای اصفهان که باشیم کیارش خان،پسر دوست عزیزم میترا ،به دنیا میاد.به امید خدا.

+ نوشته شده در  شنبه 24 اسفند1387ساعت 9:16  توسط طوطیا  |