مامان و بابا اومدن و پیشمون هستن.از صبح تا عصر که ما سرکاریم و عصر هم تا می رسیم باید کارهای آراد رو بکنم و تا اون می خوابه دوش بگیرم و کارهای خودم و خواب...هنوز ۵ دقیقه هم وقت نکردم بشینم پیش مامان و یه دل سیر باهاش حرف بزنم.فردا ظهر با هم میریم شمال.دلم یه گپ حسابی با مامی میخواد.
این روزها سر کار خیلی خیلی سرم شلوغه.نه می تونم آپ کنم و نه می تونم به وب دوستام سر بزنم.دلم برای همه همتون تنگ شده.
+ نوشته شده در سه شنبه 19 خرداد1388ساعت 11:48  توسط طوطیا
|
