voyage
امروز تصمیم داشتم بیام کلی حرف بزنم از این در و اون در ! از سوغاتی هایی که گرفتم.از کلاس زبان و خیلی چیزای دیگه ولی اصلا حالم خوب نیست.یه نفر دیشب بدجوری اعصابم رو خط خطی کرد جوری که هنوز حالم جا نیومده.فقط همین رو بگم که فردا شب با پسر جون و آراد و دو خونواده سه نفری دیگه که دوستامون هستن داریم میریم دبی.پسر جون که توی این ماه سومین کشور ی هست که داره میره و فکر نمی کنم دیگه بعد از دیدن دو تا از زیباترین شهرهای اروپا(آمستردام و پاریس) دبی براش جذابیتی داشته باشه
،بنابراین قراره اونجا با آراد برن پارك و آب بازي
و من هم برم دنبال هابي هميشگي ام خريد
! اين يك قرارداد يك طرفه هست و طرف مقابل همزمان با شما در جريان قرار خواهد گرفت
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۹ ساعت 8:18 توسط طوطیا
|
من طوطیا هستم.متولد مهرماه 1360 و پسر جون (همسرم) متولد دیماه 1358 . 24اسفند 83 رفتیم قاطی مرغها؛) آشناییمون از دوره دانشجویی توی شیراز شکل گرفت.الان هم با هم توی یکی از شرکتهای مهندسین مشاور تهران همکاریم.یه گل پسر ناز هم دارم که میوه عشق من و باباشه.اون هم متولد فروردین 87 هست.